در فرودست انگار...

http://s4.picofile.com/file/7732389886/Parande_Koochooloo.jpg

آب را گل نکنیم
در فرودست انگار کفتری می خورد آب
یا که در بیشه ای دور سیره ای پر می شوید
یا در آبادی کوزه ای پر می گردد
آب را گل نکنیم
شاید این آب روان می رود پای سپیداری تا فروشوید اندوه دلی
دست درویشی شاید نان خشکیده فرو برده در آب
زن زیبایی آمده لب رود
آب را گل نکنیم
روی زیبا دوبرابر شده است
چه گوارا این آب
چه زلال این رود
مردم بالا دست چه صفایی دارند
 چشمه هاشان جوشان گاوهاشان شیرافشان باد
من ندیدم دهشان
بی گمان پای چپرهاشان جا پای خداست
 ماهتاب آنجا می کند روشن پهنای کلام
بی گمان در ده بالا دست چینه ها کوتاه است
 مردمش می دانند که شقایق چه گلی است
 بی گمان آنجا آبی آبی است
 غنچه ای می شکفد اهل ده باخبرند
چه دهی باید باشد
 کوچه باغش پر موسیقی باد
 مردمان سر رود آب را می فهمند
گل نکردنش ما نیز
 آب را گل نکنیم

"سهراب سپهری"

http://s4.picofile.com/file/7732390535/Roodkhane.jpg

http://s4.picofile.com/file/7732393117/Abshar.jpg

http://s4.picofile.com/file/7732392361/Meh_Gholle.jpg

http://s4.picofile.com/file/7732391612/Faramoosham_makon.jpg


-متاسفانه به جاهای خیلی خیلی قشنگتر و هیجان انگیز تر که رسیدیم من و دوربینم با هم افتادیم تو رودخونه و نشد بقیه مناظر قشنگ رو تصویر برداری کنم،فقط شکر خدا دوربینم خراب نشد

-یک زمانی که دختر خوبی بودم و همش میرفتم کوه،میدیدم خانواده هایی رو که با دستکش یک بار مصرف و پلاستیک های زباله بزرگ میان کوه و زباله هایی رو که توی مسیرشون هست رو جمع میکنن،حالا تصور کنید بچه ای رو که توی این خانواده بزرگ میشه یاد میگیره نباید آشغال بریزه و حتی اگه آشغال روی زمین بود ننگ نیست که خم شه جمعش کنه تا محیط زیستش سالم بمونه

-یک زمانی هم در قسمت ورودی مجموعه تفریحی ارتکند به خانواده ها چند تا پلاستیک زباله میدادن و ازشون میخواستن موقع برگشت پلاستیک رو از آشغال های روی زمین پر کنن و تحویل بدن

-آب را گل نکنیم با صدای خسرو شکیبایی

فاطــــمه،فاطــــمه است!


http://s2.picofile.com/file/7725373973/fateme_zahra_wwwshiapicsir_20100509_1872893830.jpg

...

خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجهٔ بزرگ است، دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست.

نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست. ..فاطمه، فاطمه است...

فاطمه،فاطــــمه است...

"دکتر علی شریعتی"

شهادت بانوی دو عالم فاطمه زهرا سلام الله علیها تسلیت باد.

خود را بـه كام آن بينداز...


امام على (علیه السلام)
 إذا هبت أمراً فقع فيه، فإنّ شدّة توقّيه أعظم ممّا تخاف منه
هرگاه از كاري ترسيدي، خود را بـه كام آن بينداز، زيرا ترس شديد از آن كار، دشوارتر و زيان‌بارتر از اقدام به آن كار است.

غررالحكم،8955


بیاین با هم بشمریم،از چه چیزهایی می ترسیم:

انجام چه کارهایی برای ما ترسناک و گنگه؟

مواجهه با چه شرایطی برای ما ایجاد واهمه و تشویش میکنه؟

برخورد با چه کسانی برای ما با ترس و دلهره توامه؟

قدم گذاشتن توی کدوم مسیر درست هست که ما از حسن ادامه دادن اون میترسیم؟

ابراز چه توانمندی هایی در ما با ترس همراهه؟

کدوم یکی از رفتار و خلقیات ماست که از بروز آگاهانه اون میترسیم؟

چه راهکارهایی برای پیشرفت در ذهن داریم که از عملی کردن آن واهمه داریم؟

چه چیزی در آینده نگری ما وجود داشته که باعث ترس از آینده و درجا زدنمان شده؟

از شنیدن کدوم حرف و کنایه از مردم واهمه داریم؟

کدوم قسمت از زندگی ما تحت تاثیر ترس از حرف مردم دچار اختلال شده؟

کدوم حرفها توی دلتون تلنبار شده که دوست دارید بگید اما از عکس العملهای احتمالی ترس دارید؟

چقدر از حقوق شما ضایع شده و مطالبه نکردید به خاطر ترس از طرد شدن؟

چقدر جور حرفهای ناسزاوار رو کشیدید و از حق خودتون دفاع نکردید به خاطر ترس از کشمکش و جنجال؟

چقدر از پیشنهادها و اظهار نظرهاتون رو خوردید و دم نزدید به خاطر ترس از به سخره گرفتن دیگران؟

چند تا از درخواست ها و علایقتون رو اعلام نکردید به خاطر ترس از نه شنیدن؟

چندتا از مهارتهایی که دوست داشتید کسب کنید رو به خاطر ترس از عدم توانایی کنار گذاشتید؟

چند تا تذکر لازم به افراد به ذهنتون رسیده که به خاطر ترس از توهین به اونا اعلام نکردید؟

چه رسوماتی بوده که به نظرتون مذموم بوده و به خاطر ترس از خرافات اون رو کنار نذاشتید؟

چقدر برای تعارفات بیجا دچار دروغ شدین به خاطر ترس از ناراحت شدن آدما؟

چقدر از اساتید و مشاهیر حرف زور شنیدید و به خاطر ترس از شرایط اجتماعی اعلام نکردید؟

چقدر زیر بار ذلت رفته اید به خاطر ترس از مسئولیت های استقلال؟

چقدر دچار تنهایی شده اید به خاطر ترس از وابستگی؟

چقدر دچار وابستگی شده اید به خاطر ترس از تنهایی؟

چقدر هزینه های گزاف داده اید به خاطر ترس از تخریب وجهه اجتماعی؟

.

.

بیاین به تک تک این سوالا فکر کنیم و پاسخ های احتمالی رو یادداشت کنیم...

خب ترس ها رو شناختیم؟ حالا یک سوال:چقدر به کلام مولا ایمان دارید؟اعتبار و قدرت حرف مولا بیشتره یا ترس های پوچ ما؟نکنه از کلنجار رفتن با خودمون میترسیم؟

پس بسم الله،خود را بـه كام آن بينداز...


امام علي (علیه السلام)
 قَدرُ الرَّجُلِ على قَدرِهِمَّتِهِ
اندازه هر کس به اندازه همت او است...

منتخب ميزان الحكمة، 314


-از دوستان عزیزم میخوام که چیزهای مختلفی که در این باره به ذهنشون میرسه به من بگن تا به لیست ترس ها اضافه کنم،شاید در ما ترس هایی باشه که چون سالها با اون بزرگ شدیم به عنوان ترس مطرح نکنیم اما با بیانش از جانب دیگران شناخت بهتری نسبت به اون ترس پیدا کنیم.

-توجه    توجه

ترس،بخل،تکبر از خصوصیات مذمومی است که قدری از آن برای یک زن مفید است.بنابراین بیشتر روی کلامم با آقایون هست.

"اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايند:

خِيارُ خِصالِ النِّساءِ شِرارُ خِصالِ الرِّجالِ:الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَ البُخْلُ فِاذا كانَتْ الْمَرْأَةُ مَزَهُوَّةً لَمْ تُمَكَّنْ مِنْ نَفْسِها وَ اِذا كانَتْ بَخيلَةً حَفِظَتْ مالَها وَ مالَ بَعْلِها وَ اِذا كانَتْ جَبانَةً فَرَقَتْ مِنْ كُلِّ شَىْ ءٍ يُعْرَضُ لَها؛خصلت هاى نيك زنان، خصلت هاى بد مردان

است (اين خصلت ها عبارت اند از): تكبر، ترس و بخل. هر گاه زنى متكبر باشد، بيگانه را به خود راه نمى دهد؛ و اگر بخيل باشد، مال خود و همسرش را حفظ مى كند؛ و اگر ترسو باشد، از هر چيزى كه به آبروى او صدمه بزند، مى ترسد و فاصله مى گيرد."

اما بسیاری از ترسهای رفتارهای اجتماعی برای یک زن هم مضره و ترسو بودن برای زن هم در بعضی موارد اجتماعی خانوادگی مفیده که مانع از ایجاد مفسده میشه البته شرح زیاد داره یک چنین احادیثی...





برو ای خواجه خود را نیک بشناس

شنیدین میگن بعضی حرف ها رو باید با طلا نوشت؟این مصرع رو چند ماه پیش با خط استاد امیرخانی توی نگارخانه رضوان دیدم و تصویر برداری کردم و از جایی که از اون دسته حرفهاست که باید با طلا نوشت سعی کردم اون رو توی 3D max مدل کنم و برای دوستان روی وب قرار بدم.

نهضت مردمی پوستر انقلاب میزبان اصلی پوسترها و ایده هاست.

http://s2.picofile.com/file/7715292896/Boro_Ey_khaje_Khod_Ra_Nik_Beshnas.jpg


-از این پس شیرین کاری های هنری م توی وبسایت "خانه ما" منتظر دوستان علاقمند هستیم.مطلب فعلی "رونق در چیدمان"
-زن - مرد -وظایف و مرکزیت
-زن بودگی...!


قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ


ارزش واقعی انسان به چیست؟

علامه محمد تقی جعفری (رحمه­ الله ­علیه) می­فرمودند:

عده ­ای از جامعه ­شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».

برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه­ ی آن است. اما معیار ارزش انسان­ها در چیست.

هر کدام از جامعه شناس­ها صحبت­هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند.

بعد  وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر می­خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می­ورزد.

کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.

کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است.

اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه­ ی خداست.

علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناس­ها صحبت­های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.

وقتی تشویق آن­ها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیه­ السلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه می­فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» / «ارزش هر انسانی به اندازه­ ی چیزی است که دوست می­دارد».

وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه­ ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه­ السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .

حضرت علامه در ادامه می­فرمودند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش می­آید؟ در واقع می­فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی­ ارزش است! 

اینجاست که ارزش «ثار الله» معلوم می­شود. ثار الله اضافه­ ی تشریفی است . خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه­ ی خدای متعال است.


(این کلام از جناب علامه نقل به مضمون است)


-داشتم فکر میکردم حالا اگه کسی هیچ سودایی به سرش نباشه باید چی صداش کنن؟نه سودای پول نه سودای ادامه تحصیل نه سودای شغل و ارتقای پایه و نه سودای آدمیزاد و نه سودای هیچ چیز دیگه ای...اینه که با نگاهی به فرمایش حضرت امیر (ع) اگه کسی بخواد منو با علایق ام صدا بزنه باید بگه : "هی تو...آدمه پوچ...! "

چون هیچ علقه ای به دلم نیست و همه اش حرفه مفته که فقط راه گلوم رو بسته و منم نه قورتش میدم نه درست تُف میکنم بیرون...

-خدایا اینا به گلوم افتاده و سرفه داره خفه ام میکنه به پس گردنیت احتیاج دارم!!!

خدایا ما رو سودایی کن،سودایی از جنس ثارالله...

-این باد اندر هر سری سودای دیگر می‌پزد.::.سودای آن ساقی مرا باقی همه آن شما

"آهنگ این شعر با صدای حسام الدین سراج"

-شمس الضحی با صدای حسام الدین سراج


يک دل محکم تر

دنگ دنگ
آی بيا پهلوان، وارد ميدان بشو
نوبتت آخر رسيد...
معرکه، کشتی تو با خداست

اين طرف گود منم يک تنه،
آن طرف گود خدا با همه
زور خدا از همه کس بيشتر
زور من از مورچه هم کمتر است
آخرش او می برد
او که خودش داور است


بازوی من را گرفت
برد هوا، زد زمين
خرد شدم اين چنين...
آخر بازی ولی،
گفت: بيا
جايزه بازی و بازنده گی
يک دل محکم تر است
يک زره آهنی
پاشو تنت کن ولی،
باز نبينم که زود
زير غمم بشکنی...!


شعر از عرفان نظر آهاری
یادمه یک زمانی حوالی سال 84 یک دفتری داشتم که توش جملاتی رو مثل مشق شب برای خودم تلقین میکردم ،یک بار گمونم حدود هفت هشت صفحه رو کامل و خط در چفت و پشت سر هم از این جمله پر کرده بودم...

وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت-وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت-وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت-وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت-وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت-وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت-وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت-وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت-وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت--وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت-وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت-وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت--وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت-وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت-وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت... 

-اون دفتر تا مرز بیست سالگی باهام بود،وقتی بیست سالم شد نشستم توش نوشتم که تا بیست و پنج سالگی به چیا باید دست پیدا کنم،سالها اون دفتر فراموش شده بود،تازگی کشفش کردم،همه نوشته ها محقق شده بود،حتی حالا که فکر میکنم میبینم بعضا چه معجزه آسا محقق شده...

-بعد از اون دفتر ،همیشه روی دیوار اتاقم بُرد میچسبوندم و روی بُرد رو پُر میکردم از شعر و حرف و یادداشت و نشونه و نقاشی و همه چی... همه اون بُرد ها الان توی انباری بایگانی شده...

-بعد از بُرد این وبلاگ...


-الان که گذشته دفتر رو به همه اش ترجیح میدم،چون مخاطبش فقط خودم بودم،برای خودم بودم،طلیعه بی ریب،نه این طلیعه...
طلیعه ی وسیع و تنها و سر به زیر و ســـــــــــــــخت ،طلیعه ی محکم،طلیعه ی سالم ؛ نه طلیعه زخمی... باید تلقین قدیمی رو تکرار کنم،باید احیا شد...



-گذشت آنسان که اینسان گذشت.!..؟

-لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم

/**/

...وَ لا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ العَهدِ منّی لِزیارَتِکُم...

امروز آخرین روز از سومین چله حرم رفتنم بود؛هنوز از حرم برنگشته دلتنگ بودم،ولایت معنوی آقا علی ابن موسی الرضا(ع) همه ابعاد زندگی آدم رو در بر میگیره،دل و جان و کار و درس و ...

دیگه از فردا نمیخوام برم حرم،یعنی دیگه با آقا قرار نذاشتم...

اما امروز رفتم روبروی قبر مطهر آقا ایستادم و گفتم آقا جون تا حالا که این بازی زندگی رو یکی پریدیم هوا یکی خوردیم زمین و آخرش هم نفهمیدیم کجاها باید دوید و کجاها باید ایستاد اما از این به بعد دسته بازی زندگی من دست شما،حالا اگه شما دوست داری ما گِیم اُوِر بشیم باشه "هر چه از دوست رسد نیکوست"اما آقا صبرش رو هم بهمون بده...

اگر هم همون جوری که از کرم و رأفتت انتظار میره دوست داشتی ما برنده بشیم ، بهمون معرفت بده که بدونیم اگه بُردیم دسته بازی دست شما بوده و ما نقشی نداشتیم...

حالا نمیدونم توی اون شلوغیا دسته بازی زندگی ما رسیـــد به دست آقا یا نه همون وسطا افتاد دست یک بچه سر به هوایی چیزی...

حالا مسئله اینه که این وسط اگه سیم بازی قطع بشه دیگه بقیه بازی میافته دست خودم،اینه که دعا کنید سیمه قطع نشه،البته اگه همین حالاش هم وصل باشه و دسته بازی دست بچه نیافتاده باشه...


http://s3.picofile.com/file/7706539886/Haram_Razavi.jpg

http://s3.picofile.com/file/7706540000/Aseman_Haram.jpg


راستی این روزا خیلی به یاد همه عالیه المضامین رو خوندم البته اگه این زیاده زیارت قبول بوده باشه :)


-شب جمعه است.....التماس دعا....

-بفرمائید روضه....الهم عجل لولیک الفرج

 

/**/

توپو وقتى ميزنين زمين بايد هوا بره!

/**/

دوست دارم مثل ذغالِ خوب تا آخر بسوزم

طنز - ناصر فیض

 

آخه آدم از خونه ش بلند بشه كجا بره؟!

ميگم،اصلاً واسه چى آدم بلند شه را بره!

 

هشت ساله اوّله كه، ميگن كمى سخته فقط

كافيه دنده ى سنگين تريلى جا بره!

 

حالا كه توى كفى افتاديم و داريم ميريم

ديگه ترمز واسه چى؟! ميخواد مگه كجا بره؟!

 

تازه، جاده ها رو عين كف دست بلد شديم

كى ميتونه اين همه جاده رو مثل ما بره؟

 

طرح كادم كه باشيم بازم كمى جلوتريم

از كسى كه فوق فوقش كلاس اكابره!

 

بنده قبل از نيوتن عكسشو فهميده بودم

توپو وقتى ميزنين زمين بايد هوا بره!

 

دوست دارم مثل ذغالِ خوب تا آخر بسوزم

چون زمستونو ميخوام از اينجا روسيا بره!

 

نه كه شاهنامه هميشه آخرش خوش نبوده

هر كسى خوش نداره تا ته ماجرا بره

 

روزى كه اومد نگفتم چرا اصلاً اومده

حالا هم دوست ندارم بگم بايد چرا بره؟!

 

كمر آدم با ديسك و مهره هاش درست ميشه

اگه روزى دو تا نيم ساعت فقط شنا بره

 

كسى وضعش خوبه امروز كه بتونه دست كم

پاشه هفته اى يه بار هم كه شده سونا بره!

 

گاهى وقتا هم خوبه خودش غذا درست كنه

نه كه هر شب در خونه شون بخواد غذا بره!

 

همه مون اهل كتابيم، نبايد راضى بشيم

حتى كافرم از اين دنيا بدون «دا» بره

 

حالا «دا» نشد، «منِ او»، ما كه حرفى نداريم

گاهى آدم ميشه از دنيا با «ارميا» بره!

 

كسى كه يه بار دل خلق خدا رو شاد كنه

نمى خواد سالى دو بار تا خونه ى خدا بره!

 

كى ميگه صداس كه مى مونه فقط؟! بهش بگين

شده صد بار بره پشت ميكروفن، صدا بره؟!

 

مصرع آخرو با لهجه ى مشهدى بخون!

كى مِگه دوس نِدِرُم كه مسِ مُو طِلا بره؟!


-به قول خاله لیلا توی روزی روزگاری "اینکه آدم بگه من که ادعایی ندارم" خودش کم مدعایی نیست...! حالا حکایت خوده خودمه...اینه که از امروز اعلام میدارم بنده مدعی هستم!!!خیال ملت رو راحت کنیم بی خودی روی ما حساب باز نکنن...داشتم فکر میکردم وقتی آدم هنوز اینقدر بزرگوار نیست که بتونه بی منت ببخشه باید قدر همون جزع و فزع های خاله زنکی رو دونست که توش لااقل "ادعا" نیست...قربون همون کتک کاری که توش منت نیست...والّا(خدایی اینم ادعایی بود...داشتین؟!)

/**/

خاك را زنده كند تربيـت بـاد بـهار

سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِيمٍ
(یس58)

"فَانظُرْ إِلَی‌ََّ ءَاثَـَرِ رَحْمَت‌ِ اللَّه‌ِ کَیْف‌َ یُحْی‌ِ الاْ رْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِن‌َّ ذَ َلِکَ لَمُحْی‌ِ الْمَوْتَی‌َ وَ هُوَ عَلَی‌َ کُل‌ِّ شَی‌ْءٍ قَدِیرٌ ؛(روم‌،50)

پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده می‌گرداند. در حقیقت‌، هم اوست که قطعاً زنده کنندة مردگان است و اوست که بر هر چیزی تواناست‌.

***

خــــــــــاك را زنده كند تربيـــت بـــاد بـهــار

سنگ باشد كه دلش زنده نگردد به نسيم

"سعدی شیرازی"

***
این هم تصویری زیبا از گلدان های شمعدانی در روستای زیبای ماسوله

http://s3.picofile.com/file/7699093545/Goldane_Shamdani.jpg

***

اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم"
سوره رعد، آیه11

نوروز هم وقتی قشنگه که تکرار مکررات نباشه و این تکرار از بین نمیره مگر اینکه خودمون دست به کار بشیم...
پس بسم الله....
حالا جا داره بگم:نوروز مبارک :)

-...هنوز هم اضمحلال من حبس است.توی خودش.حبسی من آزادی خواه نیست،والا کلیدش هم دست خودش است،حبسی من نای باز کردنش را ندارد . نه مثل آدم ها مفنگی،مثل خودش...معلوم نیست حبسی من چند لول داشته که بعد از این همه وقت هنوز هم نشئه است؟!...      صفحه 371 "منِ او" این یعنی من باز بعد عمری یک کتاب خوندم!

-تازگیا کشفم شده که یک زن چرا نمیتونه مثل یک مرد باشه؛آخه دست خودش که نیست،این بی ثباتی گیج کننده به خاطر خلقتشه....اینجا
-از پذیرایی از مهمان نامحرم بی زارم،باید با صد مَن چادر چاقچور هی دولا راست بشی!اما چه میشه کرد دیگه مهمان حبیب خداست!
-این هم یک آهنگ قشنگ از علیرضا عصار که من خیلی دوستش دارم...هعی ...یادش به خیر..

-مولوی و رمز تازه شدن زمین در بهار
-ای خدای مهربون،ای بزرگوار بخشنده،یعنی میشه امسال سال ظهور آقا بشه؟! "اللّهم عجّل لولیک الفرج"هعی امان از دست ما...