/**/

باز
هم مرغ سحر، بر سر منبر گل
دمبهدم میخواند، شعر جانپرور گل
باز از مسجد شهر، صوت قرآن آید
با نسیم سحری، عطر ایمان آید
کودکان خوشسخن، شب فراری شده باز
دیده را باز کنید، شده هنگام نماز
باز خورشید
قشنگ، آمد از راه دراز
باز
در دشت و دمن، چشم نرگس شده باز
دانلود سرود نماز
هر سال دریغ از پارسال،یادمه وقتی هنوز به سن تکلیف
نرسیده بودم وقتی مامانم سجادشونو پهن میکردن که نماز بخونن زود میرفتم و چادر
نماز سفید کوچولوی خودمو سرم مینداختم و میدویدم سمت مامانم تا تمام حرکات نمازم
رو با اون هماهنگ بخونم گاهی اگه مثلا سجده اش طول میکشید برمیخاستم و یه نگاهی
مینداختم میدیدم هنوز تو سجدن دوباره سرم و میذاشتم رو مهر و آرومکی چک میکردم هر
وقت برخاستن منم سرمو از رو مهر بردارم،گاهی اینقدر اسرار میکردم که نماز غفیله رو
بلند بلند بخونن تا منم یاد بگیرم یا توی دوره های قرآن کلی ذوق میکردم اگه مامانم
بهم اجازه میدادن منم چند خط بخونم،وقتایی که با مامانم میرفتم مسجد و تازه به سن
تکلیف رسیده بودم سرشار از احساس غرور بودم وقتی که مامانم جلوی پیره زنهای مسجد
از جای من توی صف اول دفاع میکرد و میگفت بچم نمازشو بلده درست میخونه، بعد نمازش
کلی قربون صدقه من میرفت شاید واسه همین بود که همیشه بعد نماز احساس خوبی داشتم.شبای احیا تا دعا میخوندن خوب بود اما همین که چراغ ها رو
خاموش میکردن و صدای گریه ها بلند میشد چادر مامانم و میزدم بالا و میگفتم آخه چرا
گریه میکنی!؟بعدم که همه تو حال و هوای خودشون بودن و منم خسته میشدم و غالبا آخر
احیا خوابم میبرد،شاید بعضی وقتا هم متوجه نمیشدم که چطوری اومدم تو رختخوابم!
سالهاست که نماز میخونم قرآن
و دعاهایی که هیچوقت تو بچگی از فضایل اون خبر نداشتم میخونم خیرات سرم مناجات
میکنم چله میذارم روزه میگیرم سکوت میکنم حرم میرم گریه میکنم...........
فکر میکنم .........فکر میکنم............. فکر
میکنم!
اما نه،هیچکدوم به دلم
نمیشینه،انگار همون نمازی که دزدکی توش حرکات مامانم رو چک میکردم دلنشین تر و
ساده تر بود،نمیدونم چی داشت که حالا نمازام ندارن،همون احیایی که حکمت گریه هاش
رو نمی فهمیدم همون قرآن خوندنای توی دوره که شاید گاهی اشتباه تکلم میشد!همون
دعاهایی که بزرگترها میگفتن"کوچولو واسه ما هم دعا کن" و دقیقا نمی دونستم
یعنی چی باید بگم!؟
خدایا
توی این شب و روزای عزیز
توفیق یه مناجات کودکانه مسئلت
میکنم،یه مناجات بی غل و غش،یه مناجاتی که اگه من نفهمیدمش تو به خاطر آبروی
مامانم از من قبول کنی
یادم باشه که دوباره نمازم رو
کنار مامانم بخونم......