زمستان
/**/
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
سرها
در گريبان است
كسي
سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه
جز پيش پا را ديد , نتواند ,
كه
ره تاريك و لغزان است
.
و
گر دست محبت سوي كس يازي
,
به
اكراه آورد دست از بغل بيرون ؛
كه
سرما سخت سوزان است
نفس
كز گرمگاه سينه مي آيد برون, ابري شود تاريك
چو
ديوار ايستد در پيش چشمانت
نفس
كاينست, پس ديگر چه داري چشم
ز
چشم دوستان دور يا نزديك؟
مسيحاي
جوانمرد من! اي ترساي پير ِ پيرهن چركين!
هوا
بس ناجوانمردانه سردست … آي
دمت
گرم و سرت خوش باد! سلامم را تو پاسخ گوي, در بگشاي
منم
من, ميهمان هر شبت, لولي وش ِ مغموم
منم
من, سنگِ تيپا خورده رنجور
منم
دشنام پست آفرينش, نغمه ناجور
نه
از رومم, نه از زنگم, همان بيرنگِ بيرنگم
بيا
بگشاي در, بگشاي, دلتنگم
حريفا!
ميزبانا! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد
تگرگي
نيست, مرگي نيست
صدايي
گر شنيدي, صحبت سرما و دندان است
من
امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت
را كنار جام بگذارم
چه
مي گويي كه بيگه شد, سحر شد, بامداد آمد؟
فريبت
مي دهد, بر آسمان اين سرخي ِ بعد از سحرگه نيست
حريفا!
گوش سرما برده است اين, يادگار سيليِ سردِ زمستان است
و
قنديل سپهر تنگ ميدان، مرده يا زنده,
به
تابوت ستبرِ ظلمت نُه تويِ مرگ اندود, پنهان است
حریفا!
رو چراغ باده را بفروز
شب
با روز یکسان است
سلامت
را نمي خواهند پاسخ گفت
هوا
دلگير, درها بسته, سرها در گريبان, دستها پنهان,
نفسها
ابر, دلها خسته و غمگين,
درختان
اسكلتهايِ بلور آجين,
زمين
دلمرده, سقفِ آسمان كوتاه,
غبار
آلوده مهر و ماه,
زمستان
است
"مهدی اخوان ثالث"
.............
توی قفسه کتاب اتاقم دو تا کتاب هست که با هر گذری از جلوی قفسه یک بار لای این دو تا کتاب رو باز میکنم و می خونم یکی دیوان حافظ و دیگری غررالحکم مولا علی (علیه السلام)پس شاید کار مخصوصی نباشه اینکه امشب بخوام به عنوان شب یلدا و به رسم سنت تفالی بزنم به دیوان حافظ اما حتما امشب شیرینی یلدا با شعر شکرین حافظ معجون تازه ای به کام بنشونه که چشیدنش سعادت ویژه ای نصیب آدم کنه!
ما آزمودهایم
در این شهر بخت خویش
بیرون
کشید باید از این ورطه رخت خویش
از بس
که دست میگزم و آه میکشم
آتش
زدم چو گل به تن لخت لخت خویش
دوشم ز
بلبلی چه خوش آمد که میسرود
گل گوش
پهن کرده ز شاخ درخت خویش
کای دل
تو شاد باش که آن یار تندخو
بسیار
تندروی نشیند ز بخت خویش
خواهی
که سخت و سست جهان بر تو بگذرد
بگذر ز
عهد سست و سخنهای سخت خویش
وقت
است کز فراق تو وز سوز اندرون
آتش درافکنم به همه رخت و پخت خویش
ای
حافظ ار مراد میسر شدی مدام
جمشید
نیز دور نماندی ز تخت خویش
مثل همیشه بی
نظیره:
"خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد بگذر زعهد سست و سخن های سخت خویش"
.............
این هم تفال به غرر الحکم مولا علی (علیه السلام)
5095 دار الوفاء لا تخلو من كريم، و لا يستقرّ بها لئيم.
خانه وفا خالى نيست از كريمى، و قرار نمىگيرد در آن لئيمى
شرح( يعنى هر كريمى در آن جا دارد، و كريمى نيست كه وفا
نداشته باشد، و هيچ لئيمى در آن جا ندارد، و لئيمى نيست كه وفا داشته باشد، و مراد
وفا بعهدها و وعده ها و مانند آنهاست، و «آنرا خانه گفتن» به اعتبار اين است كه
اهلى دارد كه فرو گرفته ايشان را مانند خانه كه اهلى دارد كه در آن باشند، و مراد
به «كريم» هر شخص گرامى بلند مرتبه است يا صاحب جود و سخاوت، و «لئيم» مقابل آنست
بهر يك از دو معنى)
شرح غررالحكم و دررالكلم ، جلد چهارم" جمال الدين محمد خوانسارى"
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-ای سایه سحر خیزان دلواپس خورشیدند زندان شب یلــــــــدا بگشــایم و بگریزم
-اللهم عجل لولیک الفرج