از هر علفی،یک کلفی...
.:میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد:.
.
.
خیلی وقت بود که تصمیم داشتم تعدادی از عکسهای دیگه ی نمایشگاه دوسالانه حجم های شهری رو بذارم اما فرصت نمی شد؛
هر کدوم از آثار می تونه تعابیر متعددی داشته باشه و برای هر کدوم از ما زیبا،پر معنی ،ترسناک یا بی قواره و نامفهوم جلوه کنه؛من نظر خودم رو زیر هر کدوم از کارها می نویسم،تعابیر شما از اونها چیه؟

اسم اثر "تفکر" هست
فکر میکنم با توجه به روانشناسی اشکال و پیکره ای که به شکل متمرکز در وسط حصار مکعب قرار داده کاملا تداعی کننده مفهوم تفکر هست،قبل از اینکه اسم اثر رو خونده باشم ،در اولین نگاه حس تفکر بهم دست داد ؛به نظرم یک چنین اثری کاملا ریشه دار هست،چرا که بدون در نظر گرفتن عناصر حجمی و شکل بیرونی اونها ساخته و طراحی نشده.

دقیقا یادم نیست اما به گمان 90 درصد اسم اثر "آسمان آبی" بود
شاید برای ساکنان شهرهای پر دود ،خصوصا تهرانی ها فکر انتزاعیِ رنگ کردن آسمان جالب باشه...

گمانم اثر بدون اسم بود...
تعبیر من از این حیوان که هیبت زرافه را داراست مفهومی است کاملا ژرف که بعد از کلی فکر کردن بهش پی بردم و اون اینکه اسم زرافه در قدیم الایام "شتر گاو پلنگ" بود و بسیاری اسم این حیوان رو برای مسائل تداخلی و بی ربط که دست در دست هم میدهند و یک اثر رو شکل میدن بکار میبردن و به نوعی هویت یگانه یک اثر رو زیر سوال میبردن...
حالا تداخل چوب و فلز دو ماده کاملا متضاد از لحاظ لطافت و یکی مظهر طبیعت و دیگری مظهر صنعت؛ با هیبت شتر گاو پلنگ در هم تداخل کرده و به نوعی نچسبیدن این دو ماهیت دور از هم رو نشون داده...
شاید مصداق بسیاری از قسمتهای شهر ما که مثل شتر گاو پلنگی از مواد و متریالهای متفاوت فقط کنار هم ساخته شده و شکل گرفته...

نام اثر"رستم و سهراب"
سنخیت خشونت پیکار با متریال سخت(برنز) و پیراهن دریدن یک مرد با همه غرورش در سوگ پسر،چیزی بود که به ذهن من متبادر شد...

به گمانم اثر بدون اسم بود...
این اثر به من حس حرکت یک اسب رو داد،یعنی وقتی بهش نگاه کردم احساس میکردم به شکل انتزاعی و بریده بریده حالات متفاوتی رو از شکل بدن اسب در حال دویدن رو در یک حجم مجسم کرده...
.
-چند وقت پیش در وبگردی های روزانه خودم به یک وبلاگ برخوردم و از مطالبشون خیلی خوشم اومد و اتفاقا یکی از مطالبی که اون موقع ابتدای وبشون بود خیلی برام جالب و آموزنده بود(ماموریت زیبای من...)،منم اون مطلب رو برای تعدادی از دوستان ایمیل کردم و بعدا دیدم که ظاهرا مورد استقبال یکی از دوستان محترم جناب آقای میر محمد عزیز قرار گرفته و ایشون هم دوستانشون رو توصیه به خوندن کردن گفتم حالا که ایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنقدر ماجرا جالب شده!!!!بقیه دوستان رو هم به خوندنش دعوت کنم،البته مطالب وبسایت خانم رضوان همش خوب و واقعا روشنگرانه است و من که مدتهاست از مطالبشون استفاده میکنم و بعضا در جلسات مختلف خانوادگی نقل میکنم...
-هنوز یک تعداد دیگه از تصاویر آثار نمایشگاه دوسالانه حجم های شهری ایران-مشهد مونده...
-امروز یکی از مسافرای خوب امام رضا علیه السلام یکی از هم خونه ای های من در خانه ما بودن که برای زیارت امام رئوف و میلاد کریم اهل بیت از تهران تشریف آورده بودن مشهد و من توفیق داشتم از نزدیک ببینمشون و کلی از این بابت ذوق زده و خوشحال شدم...♥
-باورتون میشه نصف ماه رمضون گذشت؟؟من که در حیرتم از این گذر سریع زمان...